
خواهم, امشب با نوا باآسمان, صحبت کنممن خدا را بر زمیـن بر سفره ام دعوت کنمدرد دلهـایم بگویم مو به مو و خط به خطبهر درمان تمام دردهایم با خدا بیعت کنمبشکنـم عهـدی کـه بستـم با نگار بی وفـاکنج این خلوت کم...
ادامه مطلب
پس از رسیدگی گروه ممیزی, سه نوع برگ تشخیص, صادرمی گردد.برگ تشخیص, مالیات عملکردبرگ تشخیص, مالیات حقوقبرگ تشخیص, مالیات تکلیفی .نکته1: درصورتی برگ های تشخیص, صادر می گردند که مودی مالیات قابل پرداخت داشته با...
ادامه مطلب
اعلامیه بستانکار بانکی اعلامیه که از طرف بانک صادر و به مشتری ارسال می شود و نشان از واریز وجه به حساب بانکی مشتری بانک می باشد اعلامیه بستانکار بانکی نام دارد.با صدور این اعلامیه بانک مشتری را به عن...
ادامه مطلب
من نمیدانم چرا این دل شده رسوای توآ شنای هر شب من ،من شدم شیدای تو روی تو نادیده ، امشب گشته ام بیمار دلدر خیال خود کشیدم صورت زیبای تومن خراب عشق تو، توساقی شبهای منباز هم دارم به دل من از غمت سودای تو هر شبم در خواب دنبال تو هستم تا سحرکاش میشد تا ببینم یک شبی سیمای تو از غم هجران تو ای رفته از دنیا ی مناز همه دنیا گذشتم تا شوم دنیای تو موضوعات مرتبط: دل نوشتهبرچسبها: من نمیدانم چرا این دل شده رسوای تو , دل نوشته...
ادامه مطلب
گفتمت عاشق شدم اما نمى شد باورتگفتمت پيشم بمان گفتى نمانم در برت گفتمت بى تو نه شب دارم نه روز اى نازنينگفتى اين عشق خيالى را بينداز از سرتگفتمت دل را به دستت داده ام دلدار منگفتى از اينجا برو اين دل نباشد دلبرت گفتمت شعر من از ناز نگاه مست توستگفتى بر جاى دگر بر اين كتاب و دفترت گفتمت تا كى مرا ا...
ادامه مطلب
صــدای گـریـهام امشـب بلنـدتـر شده استولی چه سود در او، گریه بی اثر شده است همیشه سهم دل من شکست و تهمت بودگمان کنم که دوباره شکستهتر شده است چــقدر فـاصـله بین مـن و نـگاهت هسـتچقـدر تـلـخ نـگاه تـو بیشتر شده است گمان کنم که به گوشت رسیده از شب شهرو عاشقی که برای تو در به در شده است ز پشت کلبـهام انـگار سـایـهای رد شدنبـاشـد آه دلـم در تـو کارگر شده است همـان نـگاه پـر از اخم تو مرا کافی استکه قلب عاشقزار تو بی سپر شده است بـرس بـه داد نـگاهم، نگو چگونه؟ چرا؟صدای گریهام امشب بلندتر شده است...
ادامه مطلب
کوچه را با پا ورق زد، خانهام را دید و رفتیک سبد از بار احساسم نگاهش چید و رفت من به دنبالش به شوقی با قدم های کبودرفتم اما او به من بی اعتنا خندید و رفت در سکوت شب شدم مهمان ماه و آسمانخلوتی با ماه کردم، او کمی تابید و رفت دل درون سینهام غمگین و نالان میتپیددست سرد غم به زخم او نمک پاشید و رفت خواستم تا یک غزل با ذوق مهمانش کنمبی سلیقه آمد و شعر مرا نشنید و رفت منتظر بودم کنار خانه ام اما فقط کوچه را با پا ورق زد راه را پیچید و رفت...
ادامه مطلب
من که ترک عشق کردم پس چرا دیوانه ام این چنین هرگز نبودم گویا بی خانه ام من گذشتم از تو اما فکر تو هرگز نرفت تو نرفتی از خیالم ای مه در دا نه ام ترک تو گفتم دعا کردم که مهرت هم رودگرچه میدانم نخواهد رفت از کاشانه ام دلبری ها میکنی دل را سبب ساز غمی غم چه شیرین میشود با بغض تو جانانه ام بعد عمری عاشق زلف شرابت من شدم من غلط کردم بسازم روی طوفان خانه ام میروم اما دلم پیش تو میماند گلم بر دلم دستی کشم دستی دگر بر چانه ام...
ادامه مطلب
دختر ِ فردوسی! از مشرق انار آورده ام یک سبد شاتوت ِ سرخ ِ آبدار آورده ام نازدخت ِ پیرهن طوسی ِ طوس ِ باستان! مخمل ِ رنگین کمان ِ زرنگار آورده ام دست ِ باد است این که دارد میزند بر در کلونهمزمان با ساز ِ باران، من سه تار آورده امسرد ِ سرد است آتشی روشن کن از خندیدنتهیمه هیمه بوسه های ِ بیشمار آورده ام دم کن از چای ِ بخارا استکانی، خسته ام قند ِ ایران ِ کهن از قندهار آورده ام نیستم از گزمه های ِ غزنوی، آسوده باششاعری تنهایم و جان را قمار آورده ام سی پر ِ سیمرغ از سی سال رنج ِ پارسی چند برگ ِ شاهنامه، شاهکار آورده امزابلستانی، تهمتن زاده ...
ادامه مطلب
نه مثل كوه محكمم نه مثل رود جارى امنه لايقم به دشمنى نه آن كه دوست دارى امتو آن نگاه خيره اى در انتظار آمدنمن آن دو پلك خسته كه به هم نمى گذارى امتو خسته اى و خسته تر منم كه هرز مى رومتو از همه فرارى و من از خودم فرارى امزمانه در پى تو بود و لو ندادمت ولىمرا به بند مى كشد به جرم راز دارى امشناختند عاميان من و تو را به اين نشانتو را به صبر كردنت مرا به بى قرارى امچقدر غصه مى خورم كه هستى و ندارمتمدام طعنه ميزند به بودنم ، ندارى امسیدتقی_سیدی...
ادامه مطلب