خرید بک لینک

درباره سایت

حسابداری و مدیریت

امکانات وب

کوچه را با پا ورق زد، خانهام را دید و رفت
یک سبد از بار احساسم نگاهش چید و رفت

من به دنبالش به شوقی با قدم های کبود
رفتم اما او به من بی اعتنا خندید و رفت

در سکوت شب شدم مهمان ماه و آسمان
خلوتی با ماه کردم، او کمی تابید و رفت

دل درون سینهام غمگین و نالان میتپید
دست سرد غم به زخم او نمک پاشید و رفت

خواستم تا یک غزل با ذوق مهمانش کنم
بی سلیقه آمد و شعر مرا نشنید و رفت

منتظر بودم کنار خانه ام اما فقط
کوچه را با پا ورق زد راه را پیچید و رفت

برچسب: کوچه بازاری,کوچه باغ شعر,کوچه باغ,کوچه بالایی دختری میشینه,کوچه بازاری شاد,کوچه باغ خاطره,کوچه باغ تنهایی,كوچه بازاري,کوچه بازاری,دانلود,کوچه بازاری قدیمی, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 22:46

صفحه بندی