
سه شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۳ ساعت ۱۲:۴۳ ب.ظ توسط محمد نورزاده | درآمد حاصل از فعالیت کشاورزیفروش و درآمد شرکت دانش بنیاندرآمد حاصل از اجاره املاک مسکونی (تهران جمعا تا ۱۵۰ مترمربع و سایر شهرها جمعا تا ۲۰۰ مترمربع)درآمد حاصل از صادرات به خارج از کشوردرآمد حاصل از فعالیت دامداری و دامپروریدرآمد حاصل از نشر و چاپ با مجوز از وزارت ارشاددرآمد حاصل از آموزش توسط آموزشگاه های فنی و حرفه ای دارای مجوز و مدارس غیرانتفاعی بخوانید...
ادامه مطلب
تورا جانم صدا کردم، ولیکن برتر ازجانیمگرجان بیتو میمانددراین تندیس انسانی نشاید گفت مهرویی کہ تو والاتر از ماهیفروزانتر زِخورشیدی وگرمابخش ورخشانیمرا اعجاز لب هایت،کند واقف بدین معنیکہ آن یُحیي کہ میگفتند ومیگویند تو آنی دوچشمانسیہپوشت نہتنها غارتجان کردکہ بعداز دیدنش درمن،نمانده دین وایمانی پر...
ادامه مطلب
یک تبسم یک صدا فرمان عشقیک ترانه یک نفس جریان عشق یک غریبه سرزده شد آشنامی دهد سر بر لب دیوان عشق یک غروب و یک سرود و یک خروشبر سر بازار پرباران عشق یک ستاره یک غزل شعر و ثنایک سبد گل چیده در دامان عشق یک سوار و تک نواز و سرونازمی دهد بهر دلم سامان عشق یک نشانه یک حیات و زندگیمی شود گمگشته پایان عشق یک سرغاز یک تولد یک فروغچون طبیبان میکند درمان عشق...
ادامه مطلب
چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکندبا من خسته عجب بنده نوازی میکند چون نسیمی ** ملایم، ** طوفانی مخوفوای عجب حال وهوایی بی قراری میکند میشوم مهمان نا خوانده برایت خاطراتتلخ وشیرینش عجب مهمان نوازی میکند مثل هر شب قطره های اشک بامن همسفردیدگان منتظر شب زنده داری میکند آب و جارو میکنم من کوچه های بیکسیبهر دیدارت عزیز، لحظه شماری میکند من که خود زخمی زجور روزگار و سرنوشتاز چه رو بر زخم کهنه ، زخم کاری میکند منکه با یادت کنم روزو شبم را طی ولی آن عزیز مهربان، نا مهربانی میکند میشوم سنگ صبور و صبر در راه وصالروزگارم گر چه با من کج مداری میکند،،،افسوس...
ادامه مطلب
مست اگر باشی در آغوشت خدایی میکنم،خاک را سرشار ِ عرش ِ کبریایی میکنم... دل به دریا میزنم در موج ِ مویت هرچه باد!بادبان ِ روسریّ ات را هوایی میکنم... باد بود این که دل ِ من را چنان کاهی ربود،عاشقی با چشمهای ِ کهربایی میکنم... در بساطم گرچه چیزی نیست اما عشق هست،من تو را مهمان ِ یک فنجان ِ چایی میکنم... هرچه غم سویم اشاره میکند من را ببین ؛در کنارم چون تویی بی اعتنایی میکنم... می نویسم با زبانم بر کف ِ پایت غزل،چون پلنگی خون چشان آهوستایی میکنم...! شادمانه روی ِ ابر ِ بالشم پر میکشم،مثل ِ یک گنجشک احساس ِ رهایی میکنم... شب گذشت و رفتی از پیش ِ من اما باز هم،آرزوی ِ این که "در خوابم بیایی" میکنم...!...
ادامه مطلب
قدم اهسته بردار ,زیر پایت یک دل استیک دل پر خون زما,افتاده برروی گل است گر چه از غفلت رود پایت ب روی دل ولیگویمت اهسته تر,او را ب لیلی منزل است این دلی ک زیرپایت له شده درخاک وخونقلب مجنون ست ک افتاده بپای قاتل است می روی اما نگاهی هم , ب زیر پا بکنشایدان قلبی ک مانده زیرپایت غافل است غافل از لیلی ک دنیایش پر از صد ارزوستارزوی دیدن مجنون , خیالی باطل است من که دراشعارخود ماندم چه گویم ازتو دلتو بگو حرف حسابی ک مرا هم شامل است توی امواج نگاهت , یک بغل از ارزوستقایقم در آرزویت , چشم ب راه ساحل است...
ادامه مطلب
من که ترک عشق کردم پس چرا دیوانه ام این چنین هرگز نبودم گویا بی خانه ام من گذشتم از تو اما فکر تو هرگز نرفت تو نرفتی از خیالم ای مه در دا نه ام ترک تو گفتم دعا کردم که مهرت هم رودگرچه میدانم نخواهد رفت از کاشانه ام دلبری ها میکنی دل را سبب ساز غمی غم چه شیرین میشود با بغض تو جانانه ام بعد عمری عاشق زلف شرابت من شدم من غلط کردم بسازم روی طوفان خانه ام میروم اما دلم پیش تو میماند گلم بر دلم دستی کشم دستی دگر بر چانه ام...
ادامه مطلب
صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برویا دل از دیدن تو سیر شود بعدتازه در خانه ی دل جای تو ارام گرفتصبر کن دل زتو دلگیر شود بعد بروای کبوتر به کجا؟یک دو نفس صبر بکنآسمان پای پرت پیر شود بعد بروباش،با دست خودت آئینه را پاک بکننکند آئینه دلگیر شود بعد برویک نفس حسرت لبخند تو را می باردخنده کن، عشق نمک گیر شود بعد بروتو اگر کوچ کنی،بغض خدا می شکندصبر کن گریه به زنجیر شود بعد بروخواب دیدی شبی از راه، سوارت آمدباش تا خواب تو تعبیر شود بعد برو...
ادامه مطلب