
یک تبسم یک صدا فرمان عشقیک ترانه یک نفس جریان عشق یک غریبه سرزده شد آشنامی دهد سر بر لب دیوان عشق یک غروب و یک سرود و یک خروشبر سر بازار پرباران عشق یک ستاره یک غزل شعر و ثنایک سبد گل چیده در دامان عشق یک سوار و تک نواز و سرونازمی دهد بهر دلم سامان عشق یک نشانه یک حیات و زندگیمی شود گمگشته پایان عشق یک سرغاز یک تولد یک فروغچون طبیبان میکند درمان عشق...
ادامه مطلب
نکند فاش شود راز میان منو تو فاصله حکم دهد باز میان من و تو نکند کوچه بفهمد که دل تنگ همیم راه باطل بکشد باز میان من و تو نکند وعده دیدار به تاخیر افتد لج کند ساعت دیوار میان من و تو نکند خانه ی آباد........ شود ویرانه جغد شومی دهد اواز میان من و تو نکند پاک شود خاطرم از خاطر تو مهر باطل بخورد عشق میان من وتو نکند هردو فراموش کنیم وقت قرار جاده هم چشم براه مانده میان من وتو نازنین درد فراقت چه بگویم کم نیست حسرتم مات نشسته ست میان من و تو نکند سنگ صبور دل ز صبوری بکند بپرد کفتر مهر باز ز بام من و تو...
ادامه مطلب
من که ترک عشق کردم پس چرا دیوانه ام این چنین هرگز نبودم گویا بی خانه ام من گذشتم از تو اما فکر تو هرگز نرفت تو نرفتی از خیالم ای مه در دا نه ام ترک تو گفتم دعا کردم که مهرت هم رودگرچه میدانم نخواهد رفت از کاشانه ام دلبری ها میکنی دل را سبب ساز غمی غم چه شیرین میشود با بغض تو جانانه ام بعد عمری عاشق زلف شرابت من شدم من غلط کردم بسازم روی طوفان خانه ام میروم اما دلم پیش تو میماند گلم بر دلم دستی کشم دستی دگر بر چانه ام...
ادامه مطلب
صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برویا دل از دیدن تو سیر شود بعدتازه در خانه ی دل جای تو ارام گرفتصبر کن دل زتو دلگیر شود بعد بروای کبوتر به کجا؟یک دو نفس صبر بکنآسمان پای پرت پیر شود بعد بروباش،با دست خودت آئینه را پاک بکننکند آئینه دلگیر شود بعد برویک نفس حسرت لبخند تو را می باردخنده کن، عشق نمک گیر شود بعد بروتو اگر کوچ کنی،بغض خدا می شکندصبر کن گریه به زنجیر شود بعد بروخواب دیدی شبی از راه، سوارت آمدباش تا خواب تو تعبیر شود بعد برو...
ادامه مطلب