
1️⃣ در موعد مقرر از ارائه دفاتر و اظهارنامه خودداری گردد:علی الراس➕ معافیت لغو➕ 40% جریمه غیر قابل بخشش2️⃣ اظهارنامه ارائه گردد ولی دفاتر ارائه نگردد: علی الراس➕ 40 % جریمه قابل بخشش3️⃣ رد شدن د...
ادامه مطلب
⚡️عیدی امسال کارگران حداقل دو میلیون و ۲۲۲ هزار تومان و حداکثر سه میلیون و ۳۳۷ هزار تومان خواهد بود. ⚡️مبلغ عیدی براساس میزان امتیاز و همچنین ضریب حقوق شاغلان تعیین می شود. براساس ماده (۷۵) قانون ...
ادامه مطلب
من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنمتار و پود عشق را در "تو" تماشا می کنم بیقراری دل من خنده ی شیرین "تو"....بیستون سهل است من فرهاد رسوا می کنمانتظار وصل دارم از شراب چشم "تو"هی بگوفردا و فردا،باز هم امروز،فردامیکنممی بریز و مست تر کن باده ی عشق مراکاین دل مجنون به یکباره،فدای ناز لیلا می کنم گر نیندازی نظر بر این دل بی تاب منزندگی را بی نگاه های "تو" منها میکنم موضوعات مرتبط: دل نوشته ...
ادامه مطلب
دلم اگر چه برایت عجیب دلتنگ استهمیشه و همه جا، آسمان همین رنگ است هوای پر زدن از پشت شیشه ها دارمقفس برای پرنده چه کوچک و تنگ استمیان ماه تو و برکه ام چه فاصله ایستاگر خطا نکنم صد هزار فرسنگ است شکستی و ز شکستن دگر هراسی نیستشباهت من و تو مثل شیشه و سنگ است همین که دست تو ساز مخالفت زده استدلیل شوق شنیدن برای آهنگ است دلم هوای تو کرده، هوای آدماگر چه وسوسه سیب تا ابد ننگ است موضوعات مرتبط: دل نوشته ...
ادامه مطلب
نفسم .کاش هم اینک توکنارم بودیدست در دست وشبی بازتویارم بودی دوقدم...زود بیا ..بی تو گلم دلتنگممن توراصیدشدم ؟یاتو شکارم بودی؟یادآن شب!!! چه شبی بود که مابی وقفهسربه بالین هم وتو غم گسارم بودی من همه اشک شدم ازسردوشت جاریبه! چه زیبا ..نفسم ..تو هم دچارم بودی!! من زلیخاشده ام ..مست دوچشمت ای عشقشعرچشمان توگفتم ..توشعارم بودی یوسف قلب خرابم شده ایی می دانی؟قاب تصویر تو...دل...ای که بهارم بودی بیقرار...
ادامه مطلب
نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیزشهر خالی ست مرا همنفسی نیست عزیز حافظ از حال من سوخته آگاه تر استزده ام فالی و فریاد رسی نیست عزیزنیست حتا پر و بالی که به سویت بپرمآسمان بی تو مرا جز قفسی نیست عزیز کیمیایی و من خسته مسی ناچیزمبه سر کوی توام دسترسی نیست عزیز قلب بیمار مرا عشق شما درمان استغیر آغوش تو دل را هوسی نیست عزیزموضوعات مرتبط: دل نوشتهبرچسبها: نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیز , دل نوشته...
ادامه مطلب
تو با قلبِ ویرانهی من چه کردی؟ببین عشقِ دیوانهی من چه کردی در ابریشمِ عادت، آسوده بودمتو با حالِ پروانهی من چه کردیننوشیده از جامِ چشمِ تو مستمخُمار است میخانهی من، چه کردی؟ مگر لایقِ تکیه دادن نبودم؟تو با حسرتِ شانهی من چه کردی؟ مرا خسته کردی و خود خسته رفتیسفر کرده! با خانهی من چه کردی؟ جهانِ من از گریهات خیسِ بارانتو با سقفِ کاشانهی من چه کردی؟ موضوعات مرتبط: دل نوشتهبرچسبها: تو با قلبِ ویرانهی من چه کردی , دل نوشته...
ادامه مطلب
تورا جانم صدا کردم، ولیکن برتر ازجانیمگرجان بیتو میمانددراین تندیس انسانی نشاید گفت مهرویی کہ تو والاتر از ماهیفروزانتر زِخورشیدی وگرمابخش ورخشانیمرا اعجاز لب هایت،کند واقف بدین معنیکہ آن یُحیي کہ میگفتند ومیگویند تو آنی دوچشمانسیہپوشت نہتنها غارتجان کردکہ بعداز دیدنش درمن،نمانده دین وایمانی پر...
ادامه مطلب
من نمیدانم چرا این دل شده رسوای توآ شنای هر شب من ،من شدم شیدای تو روی تو نادیده ، امشب گشته ام بیمار دلدر خیال خود کشیدم صورت زیبای تومن خراب عشق تو، توساقی شبهای منباز هم دارم به دل من از غمت سودای تو هر شبم در خواب دنبال تو هستم تا سحرکاش میشد تا ببینم یک شبی سیمای تو از غم هجران تو ای رفته از دنیا ی مناز همه دنیا گذشتم تا شوم دنیای تو موضوعات مرتبط: دل نوشتهبرچسبها: من نمیدانم چرا این دل شده رسوای تو , دل نوشته...
ادامه مطلب
قصد دارم غزلـــم را به تو تقدیــــــــم کنمشاه بیــت غـزلـم را ، ز ، تو ترسیـــم کنــم قصد دارم بنویســم ز محبـــت ، از عشــقولی از قبــــل ، دلت را تهـــی از بیـــم کنمقصــــد دارم غزلـم را بِسُـــرایــــم با عشقمزد آن قلب تو را یک شبـــه تسلیــــم کنم خواهشم برتو همین است بخوانی باعشقتا دو چشمان پ...
ادامه مطلب
صــدای گـریـهام امشـب بلنـدتـر شده استولی چه سود در او، گریه بی اثر شده است همیشه سهم دل من شکست و تهمت بودگمان کنم که دوباره شکستهتر شده است چــقدر فـاصـله بین مـن و نـگاهت هسـتچقـدر تـلـخ نـگاه تـو بیشتر شده است گمان کنم که به گوشت رسیده از شب شهرو عاشقی که برای تو در به در شده است ز پشت کلبـهام انـگار سـایـهای رد شدنبـاشـد آه دلـم در تـو کارگر شده است همـان نـگاه پـر از اخم تو مرا کافی استکه قلب عاشقزار تو بی سپر شده است بـرس بـه داد نـگاهم، نگو چگونه؟ چرا؟صدای گریهام امشب بلندتر شده است...
ادامه مطلب
نکند فاش شود راز میان منو تو فاصله حکم دهد باز میان من و تو نکند کوچه بفهمد که دل تنگ همیم راه باطل بکشد باز میان من و تو نکند وعده دیدار به تاخیر افتد لج کند ساعت دیوار میان من و تو نکند خانه ی آباد........ شود ویرانه جغد شومی دهد اواز میان من و تو نکند پاک شود خاطرم از خاطر تو مهر باطل بخورد عشق میان من وتو نکند هردو فراموش کنیم وقت قرار جاده هم چشم براه مانده میان من وتو نازنین درد فراقت چه بگویم کم نیست حسرتم مات نشسته ست میان من و تو نکند سنگ صبور دل ز صبوری بکند بپرد کفتر مهر باز ز بام من و تو...
ادامه مطلب
چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکندبا من خسته عجب بنده نوازی میکند چون نسیمی ** ملایم، ** طوفانی مخوفوای عجب حال وهوایی بی قراری میکند میشوم مهمان نا خوانده برایت خاطراتتلخ وشیرینش عجب مهمان نوازی میکند مثل هر شب قطره های اشک بامن همسفردیدگان منتظر شب زنده داری میکند آب و جارو میکنم من کوچه های بیکسیبهر دیدارت عزیز، لحظه شماری میکند من که خود زخمی زجور روزگار و سرنوشتاز چه رو بر زخم کهنه ، زخم کاری میکند منکه با یادت کنم روزو شبم را طی ولی آن عزیز مهربان، نا مهربانی میکند میشوم سنگ صبور و صبر در راه وصالروزگارم گر چه با من کج مداری میکند،،،افسوس...
ادامه مطلب
سخت این نیست که دشمن سر دارت بزندسخت این است که معشوقه کنارت بزند هیچ تا حال شده حرف دلت را بزنی!او به تو تهمت بیجای جسارت بزند هیچ دیدی که کسی آمده باشد از راهبنشیند به دلت دست به غارت بزند هیچ تا حال شده عشق...خودش را ببردآتشی بر همه ی دار و ندارت بزند! آه یعنی به یکی جان بدهی اما اوپای نامت الکی مهر حقارت بزند شوق: یعنی که بخواهی نرود از پیشتدرد: یعنی که فقط حرف اسارت بزند عشق: یعنی که سرت را به فدایش بکنیسوز: یعنی که فقط آه به بارت بزند حسرت این است که ویرانه نشینی بشویاو ولی با دگری قصر و عمارت بزند هارون_بهیار...
ادامه مطلب
شب قدری که دمی پیش تو ماندم خوش بودکامی از عمر که همراه تو راندم خوش بود در خیالم که نه پرهیز و نه پروای تو داشتبوسه ها کز لب نوش تو ستاندم خوش بود و آن همه گل که نسیمانه به شکرانه ی توچیدم از باغ دل و بر تو فشاندم خوش بود به چمنزار غزل با نی سحر آور خودوقتی آن چشم غزالانه چراندم خوش بود من چنان محو سخن گفتن گرمت بودمکه تو از هر چه که دم میزدی آن دم خوش بود فالی از دفتر حافظ که برای دل توزدم و آن غزل ناب که خواندم خوش بود گر چه با ساعت من ثانیه ها بیش نبودساعتی را که کنارت گذراندم خوش بود حسین_منزوی...
ادامه مطلب
قدم اهسته بردار ,زیر پایت یک دل استیک دل پر خون زما,افتاده برروی گل است گر چه از غفلت رود پایت ب روی دل ولیگویمت اهسته تر,او را ب لیلی منزل است این دلی ک زیرپایت له شده درخاک وخونقلب مجنون ست ک افتاده بپای قاتل است می روی اما نگاهی هم , ب زیر پا بکنشایدان قلبی ک مانده زیرپایت غافل است غافل از لیلی ک دنیایش پر از صد ارزوستارزوی دیدن مجنون , خیالی باطل است من که دراشعارخود ماندم چه گویم ازتو دلتو بگو حرف حسابی ک مرا هم شامل است توی امواج نگاهت , یک بغل از ارزوستقایقم در آرزویت , چشم ب راه ساحل است...
ادامه مطلب
بگو که عاشقم هستی، دلم تکرار میخواهد برای باتو بودنها ، دلم اصرار میخواهد بدون تو پریشانم ، پناه خستگی هایم بگو که بی تو دلتنگم ، دلم اقرار میخواهد دگر شعری نمی گویم که لکنت دارد احساسمبرای شرح هجرانت دوصد طومار میخواهد اگرچه خواب هرشب را حرامم کرده ای اما دل بی تاب و بیمارم ، کمی تیمار میخواهد...
ادامه مطلب
از تو میخوانم برایت تا بمانی در نگاهتا بسازی با روانم با شروعِ این گناه از تو میگویم به باران بی هوا، ای با وفااز تو تنها مونسم در ارتکاب اشتباه بی تو می بازم به قلبم غربتی از جنس شبای به قربانت تمام جان من ای سر به راه بر تنم باران شو ای، آهنگ پروازم نفستا که با عطرت بتازم بر حضور یک سپاه بی تو میسوزد تنم ای جانِ من ای آتشمای بهارم ای وجودم ای نجاتم از تباه با دلم راهی بشو راهی بشو تا آسمانتا پناهم باشد این عشقت که هستم بی پناه...
ادامه مطلب
دوستت دارم گُلم، این حس زیبا مال توآرزو دارم تمام بهترین ها مال تو هر غزل یک باغ گل هر بیت یک طرح لطیفباغ کاشی کاری گل های مینا مال تو جلوه ی زیبایی یک آسمان اشعار نابآبی افسانه ی دنیای نیما مال تو یک بغل آغوش گرم اندازه ی تن پوش تومایه ی آرامشم! پنهان و پیدا مال تو در نگاهت دور از هر ساحلی تا رفت و رفتقایق احساس من بر موج دریا مال تو یوسفی ماندم به دور از وسوسه اما گُلمشاکلید قفل آغوش زلیخا مال تو باد مجنون می کند هر بند من را گل نشاندر نفس هایم نشان مُهر لیلا مال تو شمس من صد مثنوی می ریزد از هر خنده اتشاعر دیوانه ات لبریز و شیدا مال تو گرچه چیزی لایق چشمت...
ادامه مطلب
جانِ من مالِ تو باشد، هرچه غم داری بدهرویِ کاغذ ثبت کن هر چیز کم داری بده تا مبادا بر تنِ نازِ تو آسیبی رسدهرچه در اطرافِ خود قوطیِ سم داری بده شهرِعمرت از بلاها دور بادا تا ابددر خیالت هرچه از احساسِ بم داری بده بختِ خوب و فالهایِ سبز ارزانی توطالعِ نحسی اگر در جامِ جم داری بده چال لبخندِ تو دائم ، حالِ خوبت مستمرخطِ اخم و مشکلِ پر پیچ و خم داری بده «آیة الکرسی» هزاران بار نذر شادی اتدر دلِ خود ذره ای اندوه هم داری بده...
ادامه مطلب