من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنمبیقراری دل من خنده ی شیرین "تو"....
بیستون سهل است من فرهاد رسوا می کنم
انتظار وصل دارم از شراب چشم "تو"
هی بگوفردا و فردا،باز هم امروز،فردامیکنم
می بریز و مست تر کن باده ی عشق مرا
کاین دل مجنون به یکباره،فدای ناز لیلا می کنم
گر نیندازی نظر بر این دل بی تاب من
زندگی را بی نگاه های "تو" منها میکنم
برچسب:
نویسنده: نگار عباسی