تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت
من مست چنانم که شنفتن نتوانم
شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه
گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم
با پرتو ماه ایم و چون سایه دیوار
گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم
دور از تو من سوخته در دامن شب ها
چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم
فریاد ز بی مهریت ای گل که درین باغ
چون غنچه پاییز شکفتن نتوانم
ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم
دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
محمدرضا_شفیعی_کدکنی
حسابداری و مدیریت...ما را در سایت حسابداری و مدیریت دنبال میکنید
برچسب: دارم سخنی با تو وگفتن نتوانم,دارم سخني با تو و گفتن نتوانم,دارم سخني با تو گفتن نتوانم,دارم سخنی با تو که گفتن نتوانم,شعر دارم سخنی با تو گفتن نتوانم,دانلود آهنگ دارم سخنی با تو گفتن نتوانم,دانلود دارم سخنی با تو گفتن نتوانم, نویسنده: بازدید: 148