خرید بک لینک

درباره سایت

حسابداری و مدیریت

امکانات وب


دستم نمی رسد به بلندای چیدنت
باید بسنده کرد به رویای دیدنت

یوسف ترین عزیز جهان هم که باشی ام
در سینه آتشی است به داغ خریدنت

من جلد بام خانه ی خود مانده ام و تو
هفت آسمان کم است برای پریدنت

ترسم رها کنم نفسم را و ناگهان
پیراهنی نباشد و شوق دریدنت

در دامن دلم چو ترنجی نشسته ای
شیرین ترین توهم دستم بریدنت

رویای کال سیبی و هرچند در خیال
یک عمر، منتظر به امید رسیدنت

بالاتر از نگاه منی! آه! ماه من!
دستم نمی رسد به بلندای چیدنت

برچسب: دستم نمی رسد به بلندای چیدنت,دستم نمی رسد به بلندای چیدنت باید بسنده کرد به رویای دیدنت,دستم نميرسد به بلنداي چيدنت,شعر دستم نمی رسد به بلندای چیدنت, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 17:05

صفحه بندی