
۱- کشف نقاط ضعف سیستم که امکان استفاده از آنها برای اعمال مجرمانه وجود دارد.۲- حصول اطمینان از عدم ایجاد اعتبارات اسنادی برای واردات کالا به قیمتی بیش از ارزش واقعی.۳- حصول اطمینان از عدم صادرات کالا به قیمتی کمتر از ارزش واقعی و اعتبار صوری.۴- بررسی رعایت مقررات مبارزه با پولشویی که بنگاه اقتصادی را ملزم میکند تا برای انجام معامله با مشتری، هویت فردی را که انتظار میرود منفعت انجام معامله متعلق به او باشد، شناسایی کند.۵- کنترل رعایت سقف پرداخت و دریافت نقد.برخی از محدودیتها که مانع از کسب شواهد کافی و مورد نیاز حسابرسان در انجام وظایف قانونی میشود به قرار زیر است.الف- ناقص بودن شرح رویدادهای مالی در صورتحسابهای بانکی: در برخی موارد وجوه واریزی به و برداشتی از حسابهای بانکی فاقد اطلاعات مرتب...
ادامه مطلب
1️⃣ در موعد مقرر از ارائه دفاتر و اظهارنامه خودداری گردد:علی الراس➕ معافیت لغو➕ 40% جریمه غیر قابل بخشش2️⃣ اظهارنامه ارائه گردد ولی دفاتر ارائه نگردد: علی الراس➕ 40 % جریمه قابل بخشش3️⃣ رد شدن د...
ادامه مطلب
خواهم, امشب با نوا باآسمان, صحبت کنممن خدا را بر زمیـن بر سفره ام دعوت کنمدرد دلهـایم بگویم مو به مو و خط به خطبهر درمان تمام دردهایم با خدا بیعت کنمبشکنـم عهـدی کـه بستـم با نگار بی وفـاکنج این خلوت کم...
ادامه مطلب
شبیه برگ جدا از درخت بر کف باغنه وصل حال مرا خوب می کند نه فراقنشد همای سعادت نصیب شانه منشدم مترسک و بر دوش من نشسته کلاغنه اینکه راضی از این حال و روز باشم، نهصبور گشته ام از بس که طاقتم شده طاقدلم در آتش غم شد به سختی فولاددگر نمی شکند هر چه هم ببیند داغنه اسم کوچک من را لبی صدا کرد ونه غیر سایه ام از من کسی گرفته سراغدر انتهای دلت خاک می خورد امروزهمان کسی که برای تو بود چشم و چراغ...
ادامه مطلب
من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنمتار و پود عشق را در "تو" تماشا می کنم بیقراری دل من خنده ی شیرین "تو"....بیستون سهل است من فرهاد رسوا می کنمانتظار وصل دارم از شراب چشم "تو"هی بگوفردا و فردا،باز هم امروز،فردامیکنممی بریز و مست تر کن باده ی عشق مراکاین دل مجنون به یکباره،فدای ناز لیلا می کنم گر نیندازی نظر بر این دل بی تاب منزندگی را بی نگاه های "تو" منها میکنم موضوعات مرتبط: دل نوشته ...
ادامه مطلب
نفسم .کاش هم اینک توکنارم بودیدست در دست وشبی بازتویارم بودی دوقدم...زود بیا ..بی تو گلم دلتنگممن توراصیدشدم ؟یاتو شکارم بودی؟یادآن شب!!! چه شبی بود که مابی وقفهسربه بالین هم وتو غم گسارم بودی من همه اشک شدم ازسردوشت جاریبه! چه زیبا ..نفسم ..تو هم دچارم بودی!! من زلیخاشده ام ..مست دوچشمت ای عشقشعرچشمان توگفتم ..توشعارم بودی یوسف قلب خرابم شده ایی می دانی؟قاب تصویر تو...دل...ای که بهارم بودی بیقرار...
ادامه مطلب
نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیزشهر خالی ست مرا همنفسی نیست عزیز حافظ از حال من سوخته آگاه تر استزده ام فالی و فریاد رسی نیست عزیزنیست حتا پر و بالی که به سویت بپرمآسمان بی تو مرا جز قفسی نیست عزیز کیمیایی و من خسته مسی ناچیزمبه سر کوی توام دسترسی نیست عزیز قلب بیمار مرا عشق شما درمان استغیر آغوش تو دل را هوسی نیست عزیزموضوعات مرتبط: دل نوشتهبرچسبها: نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیز , دل نوشته...
ادامه مطلب
تو با قلبِ ویرانهی من چه کردی؟ببین عشقِ دیوانهی من چه کردی در ابریشمِ عادت، آسوده بودمتو با حالِ پروانهی من چه کردیننوشیده از جامِ چشمِ تو مستمخُمار است میخانهی من، چه کردی؟ مگر لایقِ تکیه دادن نبودم؟تو با حسرتِ شانهی من چه کردی؟ مرا خسته کردی و خود خسته رفتیسفر کرده! با خانهی من چه کردی؟ جهانِ من از گریهات خیسِ بارانتو با سقفِ کاشانهی من چه کردی؟ موضوعات مرتبط: دل نوشتهبرچسبها: تو با قلبِ ویرانهی من چه کردی , دل نوشته...
ادامه مطلب
تورا جانم صدا کردم، ولیکن برتر ازجانیمگرجان بیتو میمانددراین تندیس انسانی نشاید گفت مهرویی کہ تو والاتر از ماهیفروزانتر زِخورشیدی وگرمابخش ورخشانیمرا اعجاز لب هایت،کند واقف بدین معنیکہ آن یُحیي کہ میگفتند ومیگویند تو آنی دوچشمانسیہپوشت نہتنها غارتجان کردکہ بعداز دیدنش درمن،نمانده دین وایمانی پر...
ادامه مطلب
من نمیدانم چرا این دل شده رسوای توآ شنای هر شب من ،من شدم شیدای تو روی تو نادیده ، امشب گشته ام بیمار دلدر خیال خود کشیدم صورت زیبای تومن خراب عشق تو، توساقی شبهای منباز هم دارم به دل من از غمت سودای تو هر شبم در خواب دنبال تو هستم تا سحرکاش میشد تا ببینم یک شبی سیمای تو از غم هجران تو ای رفته از دنیا ی مناز همه دنیا گذشتم تا شوم دنیای تو موضوعات مرتبط: دل نوشتهبرچسبها: من نمیدانم چرا این دل شده رسوای تو , دل نوشته...
ادامه مطلب
گفتمت عاشق شدم اما نمى شد باورتگفتمت پيشم بمان گفتى نمانم در برت گفتمت بى تو نه شب دارم نه روز اى نازنينگفتى اين عشق خيالى را بينداز از سرتگفتمت دل را به دستت داده ام دلدار منگفتى از اينجا برو اين دل نباشد دلبرت گفتمت شعر من از ناز نگاه مست توستگفتى بر جاى دگر بر اين كتاب و دفترت گفتمت تا كى مرا ا...
ادامه مطلب
قصد دارم غزلـــم را به تو تقدیــــــــم کنمشاه بیــت غـزلـم را ، ز ، تو ترسیـــم کنــم قصد دارم بنویســم ز محبـــت ، از عشــقولی از قبــــل ، دلت را تهـــی از بیـــم کنمقصــــد دارم غزلـم را بِسُـــرایــــم با عشقمزد آن قلب تو را یک شبـــه تسلیــــم کنم خواهشم برتو همین است بخوانی باعشقتا دو چشمان پ...
ادامه مطلب
نگاهت می کنم شاید، هنوزم عاشقم باشیکجا پر میکشی از من ،تو که میترسی تنهاشی نگاهت می کنم شاید، شب ازعشق تو زیبا شهیه چیزی مثل دلتنگی، توو چشمای تو پیدا شههمین که عشقو می فهمی، همین که با تو همدردمنمیشه یا نمی تونم ،یه لحظه از تو برگردم هنوز دستاتو میگیرم ،هنوزم بی تو میمیرماگرچه از تو دل کندم، اگرچه ...
ادامه مطلب
نکند فاش شود راز میان منو تو فاصله حکم دهد باز میان من و تو نکند کوچه بفهمد که دل تنگ همیم راه باطل بکشد باز میان من و تو نکند وعده دیدار به تاخیر افتد لج کند ساعت دیوار میان من و تو نکند خانه ی آباد........ شود ویرانه جغد شومی دهد اواز میان من و تو نکند پاک شود خاطرم از خاطر تو مهر باطل بخورد عشق میان من وتو نکند هردو فراموش کنیم وقت قرار جاده هم چشم براه مانده میان من وتو نازنین درد فراقت چه بگویم کم نیست حسرتم مات نشسته ست میان من و تو نکند سنگ صبور دل ز صبوری بکند بپرد کفتر مهر باز ز بام من و تو...
ادامه مطلب
چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکندبا من خسته عجب بنده نوازی میکند چون نسیمی ** ملایم، ** طوفانی مخوفوای عجب حال وهوایی بی قراری میکند میشوم مهمان نا خوانده برایت خاطراتتلخ وشیرینش عجب مهمان نوازی میکند مثل هر شب قطره های اشک بامن همسفردیدگان منتظر شب زنده داری میکند آب و جارو میکنم من کوچه های بیکسیبهر دیدارت عزیز، لحظه شماری میکند من که خود زخمی زجور روزگار و سرنوشتاز چه رو بر زخم کهنه ، زخم کاری میکند منکه با یادت کنم روزو شبم را طی ولی آن عزیز مهربان، نا مهربانی میکند میشوم سنگ صبور و صبر در راه وصالروزگارم گر چه با من کج مداری میکند،،،افسوس...
ادامه مطلب
شب قدری که دمی پیش تو ماندم خوش بودکامی از عمر که همراه تو راندم خوش بود در خیالم که نه پرهیز و نه پروای تو داشتبوسه ها کز لب نوش تو ستاندم خوش بود و آن همه گل که نسیمانه به شکرانه ی توچیدم از باغ دل و بر تو فشاندم خوش بود به چمنزار غزل با نی سحر آور خودوقتی آن چشم غزالانه چراندم خوش بود من چنان محو سخن گفتن گرمت بودمکه تو از هر چه که دم میزدی آن دم خوش بود فالی از دفتر حافظ که برای دل توزدم و آن غزل ناب که خواندم خوش بود گر چه با ساعت من ثانیه ها بیش نبودساعتی را که کنارت گذراندم خوش بود حسین_منزوی...
ادامه مطلب
مست اگر باشی در آغوشت خدایی میکنم،خاک را سرشار ِ عرش ِ کبریایی میکنم... دل به دریا میزنم در موج ِ مویت هرچه باد!بادبان ِ روسریّ ات را هوایی میکنم... باد بود این که دل ِ من را چنان کاهی ربود،عاشقی با چشمهای ِ کهربایی میکنم... در بساطم گرچه چیزی نیست اما عشق هست،من تو را مهمان ِ یک فنجان ِ چایی میکنم... هرچه غم سویم اشاره میکند من را ببین ؛در کنارم چون تویی بی اعتنایی میکنم... می نویسم با زبانم بر کف ِ پایت غزل،چون پلنگی خون چشان آهوستایی میکنم...! شادمانه روی ِ ابر ِ بالشم پر میکشم،مثل ِ یک گنجشک احساس ِ رهایی میکنم... شب گذشت و رفتی از پیش ِ من اما باز هم،آرزوی ِ این که "در خوابم بیایی" میکنم...!...
ادامه مطلب
وقت خواب آمد عزیز ِمهربانم، شب بخیرخسته ای، باید بخوابی هم ، شب بخیر شب شد و ماه آمده تا دلربایی ها کندنوبت ماه است ای ماه ِجهانم، شب بخیر صبح فردا چهچه مست تو را خواهم شنیدای خرامان مرغک ِ آواز خوانم، شب بخیر چشمهایت را ببند و دست در دستم گذارتا برایت قصّه ای زیبا بخوانم، شب بخیر قصّه ی فردا و فرداهای روشن نازنیندلبر زیبای من، آرام ِجانم، شب بخیر خوب یا بد دفتر امروز خود را بسته ایفکر فردای قشنگت باش جانم، شب بخیر.....
ادامه مطلب
از تو میخوانم برایت تا بمانی در نگاهتا بسازی با روانم با شروعِ این گناه از تو میگویم به باران بی هوا، ای با وفااز تو تنها مونسم در ارتکاب اشتباه بی تو می بازم به قلبم غربتی از جنس شبای به قربانت تمام جان من ای سر به راه بر تنم باران شو ای، آهنگ پروازم نفستا که با عطرت بتازم بر حضور یک سپاه بی تو میسوزد تنم ای جانِ من ای آتشمای بهارم ای وجودم ای نجاتم از تباه با دلم راهی بشو راهی بشو تا آسمانتا پناهم باشد این عشقت که هستم بی پناه...
ادامه مطلب
دوستت دارم گُلم، این حس زیبا مال توآرزو دارم تمام بهترین ها مال تو هر غزل یک باغ گل هر بیت یک طرح لطیفباغ کاشی کاری گل های مینا مال تو جلوه ی زیبایی یک آسمان اشعار نابآبی افسانه ی دنیای نیما مال تو یک بغل آغوش گرم اندازه ی تن پوش تومایه ی آرامشم! پنهان و پیدا مال تو در نگاهت دور از هر ساحلی تا رفت و رفتقایق احساس من بر موج دریا مال تو یوسفی ماندم به دور از وسوسه اما گُلمشاکلید قفل آغوش زلیخا مال تو باد مجنون می کند هر بند من را گل نشاندر نفس هایم نشان مُهر لیلا مال تو شمس من صد مثنوی می ریزد از هر خنده اتشاعر دیوانه ات لبریز و شیدا مال تو گرچه چیزی لایق چشمت...
ادامه مطلب